سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

499

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

و [ نيز ] شيخ عبد الحق در “ جذب القلوب “ آورده : امام أحمد بن حنبل در حديث صحيح از جابر بن عبد الله ( رضي الله عنه ) روايت مىكند : أميري از امراى فتنه به مدينه قدوم آورد ، جابر ( رضي الله عنه ) در آن زمان در مدينه بود ، حاسّه بصرش به علت كبر سن رفته ، با وى گفتند : مصلحت وقت در آن است كه چندگاه از مقابلت اين ظالم يك سو شوى ، تا از آفت اين فتنه ومخافت اين ابتلا سلامت مانى ، گويند كه : دستها بر كتف دو پسر خود نهاده بود واز مدينه به در مىرفت ، به واسطه ضعف وپيرى وعدم بصر بر زمين خورد ، گفت : هلاك باد كسى كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را بترسانيد ، يكى از پسران أو پرسيد كه : ترسانيدن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) چگونه بود با آنكه وى ( صلى الله عليه وآله ) رخت أقامت از اين منزل فانى به دار باقي برده ؟ گفت : [ از پيغمبر خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلم شنيدم كه گفت : ] ( 1 ) هر كه أهل مدينه را بترساند به درستى كه گويا مرا بترسانيد . ودر روايات نسائي آمده :

--> 1 . زيادة از مصدر .